استاد محمود سراجی

ظاهر گل گر چه که بالنده است
عطر نـهان است که پاینده است
***
در تصویر، دو سَنبل در هم گره خورده را مشاهده می کنید که سخن از عشق ویژه ای دارند.
یکی سروده ای قاب گرفته شده از پدر مهربان، استاد بزرگوار و قایقران پیر در دریای وحدت وجود، محمود سرّاجی (م.س.شاهد) که با دستچین کردن واژه ها و معانی از باغ ملکوتی برایم سروده است. این سروده توسط نازنین سپید دل، محمد رضا نوید پور ( فرزندی از شهر مینایی اصفهان)، تزیین یافته است. بزرگترین منّتی که استاد سرّاجی بر گردن من دارند، شناساندن قطره و دریا به این حقیر شاگرد است.
*
و همچنین در تصویر، در کنار این قاب از کلام استاد، درختی را مشاهده می کنید که نامش درخت وحدت است. چهار سالی روی این درخت محصور در کنج خانه و در گلدانی تنگ، کار کرده و از آن حراست کرده ام.
متاسفانه عکاس خوبی نبودم که بتوانم این قاب و این درخت را به گونه ای نشان دهم، که هم سروده استاد به روشنی خوانده شود و هم سیر طبقات از کثرت به وحدت، از ثری تا ثریا و از مرگ دانه در عدم و نشو درخت در وجود، که بر اندام درخت نقش بسته است را پدیدار کنم.
اگر کمی دقت فرمایید، درخت کوچک در کثرت و انتشار از ریشه های فراوان بر آمده و سرانجام به ده تنه و بعد از آن، چهار تنه، سه تنه، دو تنه و در نهایت به یک تنه با برگهای سرسبز که سنبلی از وحدتی سبز و حیاتبخش است، ختم شده است.
این درخت را به یاد شیخ بزرگوار شهاب الدین سهروردی و به یاد استاد بزرگوار روانشناسی تحلیلی، کارل گوستاو یونگ نشانده ام.
ای کاش فاصله مکانی ام با استاد سرّاجی این اجازه را می داد که آنرا تقدیمشان کنم و در گوشه ای از منزلشان بگذارم. اما چه کنم که شدنی نیست!
در پایان، سروده استاد سرّاجی، در زمینه وحدت وجود را که در قاب نوشته شده است را ضمیمه می کنم تا عزیزان جوینده در حوزه احد و واحد، از آن بهره ببرند.
عمر استاد سرّاجی طولانی باد
شاد باشید
******
******
******
من کیستم؟
کل نشان خفته به یک تا ر مو
***
یاران شفیق همراهم،
این شعر آخرین سروده من به انگیزه تلفیق عرفان نظری و علم است، در این شعر بزرگترین و با شکوه ترین کشف علم در قرون اخیر که نامش "دی- ان- ای" [ D.N.A ] است، با زبان روان و شیرین وحدت وجودی تشریح شده است، تا چه قبول افتد و چه در نظر آید. .....من این شعر را با افتخار به فرزانه مرد وحدت وجودی, به رضا طیبی عزیز که برای دریافت و درک بهتر مطلب، عرفان را با قواعد ریاضی و فیزیک در هم می آمیزد تقدیم کرده ام.

محمود سرّاجی "م.س شاهد"
*
گرچه ز مستی نشناسم کیم
هم می و هم ساغر و هم ساقیم

هر کیم از خود خبرم نیست ، نیست
چیست در این قالب تن چیست ، چیست ؟؟؟

من بدر از خویش و جدا از تنم
آنکه جدا مانده ام از خود منم

گمشده در من همه اجزای من
سایه گرفته است کنون جای من

بی خبرم اینکه کیم کیستم
آنکه نمایش دهدم نیستم

مرگ نیاید به تبار و بن ام
خفته بن و پایه سر ناخن ام

اصل من است اینکه چنین خفته است
پاسخ نه ! بر دو جهان گفته است

اشرف مخلوق بنام بشر
خفته به یک ناخن و یک موی سر

موی سر مرده صد فصل پیش
طرفه حکایت کند از اصل خویش

ظاهر گل گر چه که بالنده است
عطر نهان است که پاینده است

گلشن و گل فانی و میرا بود
عطر گل از مرگ مبرا بود

منتظرم تا اجل آید ز پیچ
تا که نماند زتنم هیچ ، هیچ

ذره ای از هیچ مرا بس بود
جان هزاران نفر و کس بود

اصل بقا منشاء این نقطه است
نقطه که عالم به دلش خفته است

ای عجب این سر و حکایات چیست ؟؟؟
اینهمه اسرار به آیات چیست

این عدم است آنچه شده بود او
خلقت عالم همه مولود او

در نهان فخر صدف میشود
جلوه گر آماج هدف میشود

چون عدم از مرگ مصون گشته است
مرگ در این عرصه زبون گشته است

نقطه که میراث تو و نسل توست
اصل تو و نسل بلافصل توست

زنده به دنیای عدم خفته است
نه !! به نیاز تن خود گفته است

هر چه سبکبار در این راه به
سطل سبک بر سر این چاه به

معترض ات می نشوم در جواب
گر بشماری نفسم را حجاب

هر که تعلق بپذیرد فناست
درد و بلا مونس این مبتلاست

روی نیاز تو چنان گشته باز
تا نشوی طرفه حریف نیاز

این سفر از کنه عدم تا به حشر
قرن و قرون متمادی به عصر

طول کشیده ، که تو پیدا شدی
تاج سر و فخر سماوا شدی

حال ز صد قرن ببینی نشان
در خم یک موی و سر استخوان

اینهمه آیات عیان زنده اند
در همه ا عصآر پراکنده اند

جده و جد و پدر جد تو
خفته به یک موی سرش رد تو

حال پی یافتن خویش رو
تا بکجا میبردت پیش رو

تا برسی نقطه سر سطر تو
رفته گل و مانده از او عطر تو

یا که چو پوسید مرا استخوان
خاک شد آنگونه که رفت از میان

باز به خاکستر آن استخوان
هست چو خورشید فروزان نشان

سر زده خورشید ز خاکستری ؟؟؟
خفته در این گنج نهان ، گوهری ؟؟؟

داخل خاکستر سرد تنم
آنچه بجا مانده ز هستی منم

به نگری هسته میان غطاست
جوهر عشق است و نهان در خفا ست

دور مرو در پی این جستجو
کل نشان خفته به یک تا ر مو

محمود سراجی "م.س شاهد"
+ نوشته شده توسط رضا طیبی در پنجشنبه هفدهم اسفند 1391 و ساعت 17:7 |